الان که دارم داروشناسی میخونم ،غم عجیبی تموم وجودمو محاصره کرد ...
نکنه آرزوی کافه داشتنو با خودم به گور ببرم ؟ این همه منو چیدم ، تابلو کشیدم ، ویولن ادامه دادم تا بتونم تو فضای کافه ی خودم ، همه رو مجنون کنم ..
نکنه نشه ؟
.....
برچسب:
نویسنده: یگانه نیکفر
الان بعد درس سرطان شناسی ، رفتم سراغ کتاب مورد علاقه م : نیروی حال
این جمله برام خیلی باارزشه و عمیق و دوست دارم باهاتون به اشتراک بذارم .
" هشیاری نسبت به زیبایی ها ، مستلزم خاموشیِ ذهن است .
برچسب:
نویسنده: یگانه نیکفر
سلام .
بعدیه مدت طولانی دوباره اومدم وبلاگ.خوشحالم که هنوز هست ، هنوز بیننده داره ، هنوز برام پیام میاد.
با اومدن به اینجا تموم غم و ناراحتی های اون دوران که وبلاگ شده بود پلی برای فرار ازشون ؛ جلو چشام سبز میشه. دلیل دیر به دیر اومدنم همینه.
یه هفته دیگه میریم تو سال ۱۴۰۰ .
سال کورونایی برای من خیلی خوببود، هرچند از لحاظ روحی به قهقهرا رفتم اما ، مستقل شدم و این ارزوی چندین ساله ی من بود که امسال تونستم میسرش کنم.
با احترام / نارین .
۲۲ اسفند ۹۹- جمعه .
برچسب:
نویسنده: یگانه نیکفر